اردیبهشت 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
آرشیو
موضوع بندی

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 23 اسفند ماه سال 1385
پرواز را به خاطر بسپار / پرنده رفتنیست

 

هما نا از خداییم و به سوی خدا باز میگردیم         بقره /۱۵۶

مادرم میگوید : ((زندگی یک سفر است )) من هم فکر میکنم همینطور است . سفری از تو به تو . یک سفر طولانی . سفری که برای طی کردنش حتما باید به دنیا آمد ، حتما باتید زندگی کرد و خیلی چیزها را تجربه کرد و پشت سر گذاشت .

از این آیه فهمیدم که ما اول پیش تو بودیم . باز هم پیش تو ب  میگردیم . شاید زندگی یک جور فرصت است ، فرصتی برای بدست آوردن خیلی چیزها . ما بر می گردیم و چیزهایی را که به دست آوردیم ، تقدیمت می کنیم . شاید زندگی یک مدرسه است ، مدرسه ای که باید درسهای زیادی در آن یاد بگیریم و وقتی میمیریم ، وقتی است که زنگ آخرین روز مدرسه میخورد .

خوش به حال آنها که همیشه حواسشان جمع بوده است . خوش به حال آنهایی که تکالیفشان را انجام داده اند . آنها که غیبت نکرده اند و عقب نیفتاده اند و آنچه را که باید یاد بگیرند یاد گرفته اند .

وقتی فکرش را میکنم و می بینم یک روز زنگ این مدرسه می خورد و تعطیل می شویم ، خوشحال می شوم . نه به خاطر اینکه امتحان و درس و این جور چیزها تمام میشود ، نه . به خاطر اینکه ...

مردن زیاد هم چیز بدی نیست ، چون ما را به تو میرساند . بالاخره برای رسیدن به تو باید از ایستگاه مردن بگذریم .

پس اگر مرگ نبود ، زندگی حتما یک چیزی کم داشت .

چرا خداوند میگوید همه از اوییم و به سوی او بلز می گردیم ؟

سفر ما از خدا به خدا یعنی چه ؟

راستی دلت میخواهد در این سفر چه چیز هایی با خودت ببری ؟

  • .................................
  • نامه های خط خطی
  • ...................................
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 58511


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها